marriage

 

 

 

 

 

 

 

 

 

v_heart02_64

مرکز مشاوره نمونه در سطح کشور در کردستان به همراه بهترین و مجربترین مشاوران و روانشناسان ایران

v_heart02_64

بهترین دکتر روانشناس، روانپزشک برای بهبود رابطه شما قبل و بعد ازدواج در کردستان می باشد.

v_heart02_64

درمان بیماریهای افسردگی، استرس،  مرکز مشاوره سنندج و دکتر سنندج انواع بیماریهای روحی و روانی، مشکلات زناشویی و خانوادگی به صورت آنلاین، تلفنی و حضوری

هیچ چیز نمی‌تواند جای احترام را در خانواده پر کند

 

اوایل دهه هفتاد بود که انتشار اخباری مبنی بر اینکه کودک سه، چهار ساله قمی حافظ کل قرآن شده است، در سراسر جهان اسلام پیچید و شبکه‌های مختلف صدا و سیما با پخش بخش‌هایی از برنامه‌های اجراشده توسط وی این نابغه قرن و معجزه قرآن را به ایرانیان معرفی کرد.

او کسی نبود جزسیدمحمدحسین طباطبایی (علم‌الهدی). سیدمحمدحسین طباطبایی در سال ۱۳۷۰ در شهرستان قم به دنیا آمد و در سن دو و نیم سالگی شروع به حفظ قرآن نمود و به لطف امام زمان(عج) توانست در سن پنج سالگی کل قرآن را حفظ نماید. وی علاوه بر حفظ کل قرآن در آن مقطع سنی توانسته بود احادیث کتاب شریف اصول کافی و همچنین کتاب گلستان سعدی و اشعار محتشم کاشانی را حفظ نماید. در آن سال‌ها نه‌تنها در ایران که تمام جهان اسلام با چهره و شخصیت این نابغه و معجزه قرآن در عصر حاضر آشنا شدند. کودک پنج، شش ساله ای که چهره‌ای نورانی و روحانی داشت و از سادات طباطبایی از فرزندان امام حسن مجتبی علیه‌السلام هست.

سیدمحمدحسین که هم اکنون ۱۵ سال سن دارد در جهان کوچک‌ترین فردی است که در سن پنج سالگی موفق شد کل قرآن را حفظ نماید. علم الهدی که در همان سنین موفق کسب درجه دکترای افتخاری از دانشگاه حجاز گردید، هم اکنون و در سال‌های پایانی دوران نوجوانی و در ابتدای راه جوانی در حوزه علمیه قم و همچون سایر طلاب زیر نظر اساتید مشغول به تحصیل است.

سال ۷۴، هنوز سه شبکه تلویزیون بیشتر نداشتیم و هر شبکه چند ساعت برنامه بیشتر پخش نمی‌کرد و آن روزها بود که ناگهان همه شبکه‌ها در گوشه و کنار هر برنامه‌ای که می‌توانستند و می‌شد، تصاویر و اخبار و گزارش‌ها و حکایت‌هایی گنجاندند از کودکی پنج ساله؛ سیدمحمدحسین طباطبایی، ملقب به «علم‌الهدی».

دلیل اصلی جذابیت محمدحسین برای رسانه‌ها، این بود که این طفل خردسال، کوچک‌ترین فردی بود در جهان که کل قرآن را از بر داشت. قضیه به اینجا ختم نمی‌شد، او احادیث کتاب «اصول کافی»، گلستان سعدی و اشعار محتشم کاشانی را هم از بر بود.

تمام این توانایی‌ها را همیشه یک ممتحن بود که جلوی دوربین‌های صدا و سیما و پیش چشم میلیون‌ها بیننده می‌آزمود؛ حجت‌الاسلام سیدمحمدمهدی طباطبایی، پدر و نخستین آموزگار محمدحسین. پدر، کودک پنج‌ساله‌اش را بی‌ارفاق و اغماض و سختگیرانه سوال‌پیچ می‌کرد و از هیچ گره‌افکنی در آزمودن شاگرد خردسال فروگذار نبود. او به توانایی محمدحسین اطمینان داشت و کاری کرد که بینندگان تلویزیون هم در اندک زمانی اطمینان پیدا کردند.

کوچک‌ترین حافظ قرآن، یک حافظ معمولی نبود. آزمون‌ها هم به پرسش‌های معمول منحصر نمی‌شد و همین بود که مراسم محک‌زدن علم‌الهدی را جذاب‌تر و دیدنی‌تر کرد؛ کافی بود پدر با دست، اشاراتی به فرزندش نشان بدهد و آیه مختص آن اشارات را قرائت کند.

حد شگفتی و جذابیت ماجرا برای مردم آن‌قدر بالا بود که تا مدتی، آموختن قرآن با زبان اشاره و خواندن سوره‌های کوتاه قرآن به زبان انگلیسی، جزو برگ‌های برنده خردسالانی محسوب می‌شد که قرار بود بین قوم و خویش و در و همسایه، آبروی والدین خود را بخرند و به نمادهایی از هوش و سواد و به‌روز بودن تبدیل شوند.

اما محمدحسین فرق داشت؛ به گرد پای او هم نمی‌شد رسید. قرآن را به انگلیسی هم از بر می‌خواند و حتی اگر مثلا آیه‌ای تلاوت می‌شد، به راحتی و از بر می‌گفت که صفحه روبه‌رو با چه کلمه‌ای آغاز می‌شود و صفحه قبلی آن آیه، با چه کلمه‌ای پایان یافته است.

شاید تماشای دوچرخه‌سواری و توپ بازی‌کردن هیچ بچه پنج ساله‌ای، این‌قدر مشتری نداشت؛ همه با حیرت پای تلویزیون‌ها به تماشا می‌نشستند که یک نابغه پنج ساله، با آن همه محفوظات و آن همه آموخته‌ها، توی ح یاط توپ‌بازی می‌کند و حتی سوار دوچرخه هم می‌شود!

نمی‌شد به این راحتی از چنین پدیده‌ای گذشت؛ گروه کودک شبکه دو، برنامه‌ای ساخت برای صبح‌های جمعه، که در آن محمدحسین پنج ساله بر منبر می‌رفت و وعظ و خطابه می‌گفت.

او چنان تسلطی بر آیات داشت که گاهی سوالاتی معمولی و روزمره از او می‌کردند و از او می‌خواستند با قرآن پاسخ بگوید.

اینها چند نمونه از سوال و جواب‌هایی است که با محمدحسین به این سبک انجام شده بود و روزنامه‌ای در کشورمان آن را منتشر کرد:

– آیه‌ای در مورد مثلث بخوانید:

«انطلقوا الی ظل ثلاث شعب» «بروید زیر سایه… که از سه گوشه شما را احاطه کند.»

– نظر شما در مورد فرهنگ غرب چیست؟

«اضاعوا الصلوه واتبعوا الشهوات…» «نماز را ضایع نموده و از شهوات نفس پیروی کردند.»

– (در لندن سوال شد؛ با توجه به امکانات پیشرفته‌ای که اینجا هست، دوست داری لندن بمانی یا بروی قم؟

«قم فأنذر.»

همه کشورها از مسلمان‌نشین و غیرمسلمان‌نشین، به وسوسه تست‌زدن و امتحان‌گرفتن افتادند. بعضی از این سفرها و تست و آزمون‌ها به دریافت مدارک علمی افتخاری منجر شد.

مثلا دیپلم افتخاری از بوسنی و هرزگوین که بالاترین مدرک علمی در بوسنی بود که به یک عالم دینی تعلق می‌گرفت (۱۳۷۶)، دکترای دانشگاه «حجاز» در کاونتری انگلستان و لیسانس افتخاری دانشگاه تبریز.

ولی محمدحسین خیلی زود جلوی دوربین را خالی کرد؛ خبر خاصی نبود، مردم در بی‌خبری گاهی با شایعه ساختن یادی از او می‌کردند. ولی اخبار موثق به نقل‌های روزانه مردم راه پیدا نمی‌کردند. کمتر کسی می‌دانست که محمدحسین هم در اداره جامعه‌القرآن الکریم با پدرش همراه است و گاهی از شعبه‌های این موسسه در شهرهای مختلف بازدید می‌کند.

او دو سال پیش یک گپ تلفنی کوتاه با یک برنامه مذهبی تلویزیون داشت و اعلام کرد که مشغول درس‌خواندن است. جدیدترین اخبار کم‌صدا و کم‌رنگ آمدند و آن‌قدر دیر، که دیگر کمتر کسی گوشش را تیز نگه داشته بود تا از احوال علم‌الهدی بشنود؛ محمدحسین برای مشتاقان، بیشتر خاطره‌ای شده بود. کمتر کسی باخبر شد که محمدحسین سال قبل، معمم شده و آیت‌الله صافی عمامه را به او اعطا کرده است. او همچنان در حوزه علمیه، علوم دینی می‌خواند.

در سفری که در نیمه دوم بهمن سال ۷۶ به انگلستان داشت در طول ۱۸ روز اقامت در آنجا در ۷ شهر مختلف انگلستان برنامه اجرا کرد که مورد استقبال بی‌نظیر مسلمانان شیعه و سنی قرار گرفت و حتی وهابی‌های آن جا به دست بوسی این افتخار جهان تشیع آمدند! در حالی که این کار را شرک می‌دانند. در همین مسافرت بود که در هیئتی مرکب از هشت استاد حضور یافت، به همراه یک نفر از اساتید دانشگاه‌ها که به عنوان ناظر حضور داشت، امتحانی از وی در پنج رشته علوم قرآنی گرفته شد.

بیان آیات به روش اشاره امتحانی از ایشان گرفتند که حدود سه و نیم ساعت طول کشید و این امتحان در دو مرحله عمومی و تخصصی صورت گرفت و در پایان بر اساس استانداردهای موجود انگلستان به ایشان مدرک دکترای افتخاری اعطا کردند. در مدت اقامت علم الهدی در انگلستان بسیاری از مطبوعات و شبکه‌های مختلف رادیو تلویزیونی با ایشان مصاحبه کردند و اخبار مربوط به این حافظ خردسال را جزو مهمترین عناوین خبری خود قرار دادند. محمدحسین در طول برنامه حفظ قرآن خود، ثواب حفظ هر سوره ای را به یکی از معصومین علیهم‌السلام هدیه می‌کرد; مثلا ثواب حفظ سوره بقره را به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم، سوره آل عمران را به حضرت علی علیه‌السلام، سوره نسا» را به حضرت زهرا سلام الله علیها و به همین ترتیب ثواب تلاوت و حفظ سوره‌های دیگر را نیز به دیگر معصومین علیهم‌السلام نثار می‌کرد.

او در مصاحبه‌ای که سال ۸۷ با یکی از روزنامه‌های سراسری انجام داد، استادانش را این‌گونه معرفی کرد: «پدرم که به‌عنوان اولین استاد و راهنمای من بودند. حجت‌الاسلام غرویان به‌عنوان استاد منطق که درس لمعه را نیز نزد ایشان آموختم، حجت‌الاسلام سیداحمد خاتمی و استاد پناهیان که علم خطابه را از ایشان فرا گرفتم.» و گفت: در روایت آمده: «در گمنامی، راحتی هست.»

 

 

v_heart02_64

مرکز مشاوره مشاوره تلفنی مشاوره خانواده تهران مشاوره آنلاین مرکز مشاوره خانواده

v_heart02_64

مرکز مشاوره کردستان با بهترین امکانات مشاوره در آدرس مراکز مشاوره سنندج و کردستان

4 دیدگاه ها

  1. سعدا گفت:

    من دختری ۲۳ساله هستم که از نظر روحی خیلی بد هستم

    • نسترن مولایی گفت:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

  2. راحله گفت:

    با سلام بعد از ۴سال زندگی متوجه فیلمی در گوشی همسرم در خصوص خیانت رابطه جنسی شدم، این موضوع به شدت رفتار و کلام و شیوه ی زندگی مرا درگیر کرده و اصلا کنترل در رفتارم ندارم و منزوی شدم خواهان طلا قم ولی تقاضای بخشش و ندامت میکند ، هرچه سعی میکنم بخشش کنم ولی صحنه فیلم در ذهنم مرور میشود لطفا کمک کنید راهکار یا پیشنهادی تقاضا دارم ، از نظر روحی دچار ضعف شدید شدم به چه دکتری مراجعه کنم برای درمان خودم و حل ریشه یابی خیانت

    • نسترن مولایی گفت:

      خیانت و بی‌وفایی اعتماد رابطه را برهم می‌زند. اگر به دنبال نشانه‌هایی هستید که بفهمید می‌توانید دوباره اعتماد کنید یا خیر، با ما همراه باشید.
      اجازه بدهید صادق باشیم…
      هیچ تضمین ۱۰۰ درصدی وجود ندارد که همسرتان دوباره خیانت نکند. هیچ تضمین ۱۰۰ درصدی هم نیست که شما تا آخر با هم بمانید. همچنین، هیچ ضمانتی هم نیست که همسرتان دوباره خیانت کند! همینطور ضمانتی برای برهم خوردن دوباره رابطه‌تان وجود ندارد.

      این واقعیت همه زندگی‌ها و روابط است. پیش‌بینی آنها تقریباً غیرممکن است.
      این احتمال وجود دارد که وقتی عاشق همسرتان شدید و شما دو نفر زندگی‌تان را شروع کردید، هیچ وقت حدس نمی‌زدید که بخواهد به شما خیانت کند. شاید نگرانی‌ها و دغدغه‌های خودتان را داشته‌اید اما احتمال اینکه فکر کرده باشید همسرتان خیانت کند بسیار کم است.

      بااین حال او اینکار را کرد!
      حالا، اگر تصمیم دارید که اعتماد از دست رفته را دوباره بسازید و رابطه‌تان را ترمیم کنید، ممکن است ذهنتان مملو از ترس‌ شکسته شدن دوباره دلتان و خیانت دوباره همسرتان باشد. این ترس‌ها قابل درک هستند و ممکن است سر راه ساختن دوباره رابطه‌تان قرار گیرند.
      موضوع گیج‌کننده‌ای است.
      دلتان نمی‌خواهد دروغ بشنوید و دوباره بخاطر خیانت صدمه ببینید و می‌دانید که باید محتاط باشید. این احتیاط ممکن است شما را از رفتن به استقبال التیام رابطه و رشد آن که برای نجات رابطه‌تان مهم است، عقب بکشاند.

      به نظر می‌رسد در عین اینکه یک قدم به جلو برمی‌دارید، چندین قدم به عقب می‌روید.
      اگر راه قابل‌اطمینانی بود که می‌فهمیدید همسرتان واقعاً به شما راست می‌گوید و واقعاً تغییر کرده است یا نه خیلی خوب بود.
      اما هیچ راهی وجود ندارد.
      اما، می‌توانید عاقل و هوشیار باشید و درعین حال احتیاطی که شما را عقب نگه می‌دارد را رها کنید. می‌توانید به نشانه‌هایی که در همسرتان، خودتان و رابطه‌تان می‌بینید خوب دقت کنید چون به شما کمک می‌کنند بهترین تصمیم را برای آینده‌تان بگیرید.

      اگر می‌خواهید بفهمید باید دوباره اعتماد کنید یا نه، به دنبال این ۴ نشانه باشید…

      ۱: ارتباط و گفتگو بیشتر از اینکه بسته باشد، باز است.
      گفتگو و ارتباط سالم رمز موفقیت هر رابطه است –مخصوصاً رابطه‌ای که بعد از خیانت در حال ترمیم است. با خودتان فکر کنید و زمانی را به خاطر آورید که احساس ریلکس بودن و راحتی داشتید، طوریکه تصور می‌کنید شما و همسرتان واقعاً به دقت به حرف‌های هم گوش می‌کرده‌اید.
      بعد، به وقتی فکر کنید که هرکدام از شما سرسختانه سر حرف خودتان ایستاده بودید و به نظر می‌رسید که هیچکدام از شما به حرف‌های دیگری گوش نمی‌کند.
      اینها نشانه‌های باز و بسته بودن گفتگوی بین شماست. خیلی مهم است که ببینید آیا این احساس آزادی و باز بودن گفتگو را در مکالماتتان می‌بینید یا خیر.
      و وقتی آن لحظه‌هایی که گفتگوی بازی با همسرتان دارید را می‌فهمید–حتی اگر فقط چند لحظه طول بکشند–ببینید چه می‌کرده‌اید، چطور حرف می‌زده‌اید و از چه کلمات و لحنی استفاده می‌کردید. سعی کنید از بعد آن بیشتر از آن روش‌های گفتگو استفاده کنید.

      ۲: شفافیت بیشتری وجود دارد.
      شفافیت زمانی اتفاق می‌افتد که طرفی که خیانت کرده است در دسترس کامل همسر خود قرار می‌گیرد. این یعنی دیگر هیچ رازی پنهان نمی‌کند. ایمیل، پیام‌های تلفنی، هر حساب‌بانکی خصوصی یا هر چیز دیگر او از دسترس همسرش دور نیست.
      این نوع دسترسی باید با تمایل کامل خود فرد باشد تا برای ساختن دوباره اعتماد از دست رفته موثر باشد. اگر فردی که خیانت کرده است برای این شفافیت احساس فشار یا اجبار کند، دوری بیشتری بین دو طرف اتفاق می‌افتد.

      دو طرف می‌توانند راه‌های دیگری هم برای شفافیت به کار گیرند. دو طرف می‌توانند توافق کنند که هر چه که در ذهنشان بود را با هم در میان بگذارند، حتی سخت‌ترین مسائل را. آنها حقیقت خودشان و هرچه که می‌خواهند را به زبان می‌آورند.
      ممکن است چندان با این روش احساس راحتی نکنید اما می‌تواند به طرقی انجام شود که ارتباطتان را محکم‌تر کند.
      حتی اگر همسرتان تمایلی به در دسترس قرار دادن و شفافیت کامل نشان نداد، می توانید درخواستی اینچنینی از او داشته باشید، «کمکم کن بفهمم که چرا نمی‌خوای با من کاملاً شفاف باشی.» بعد خوب به پاسخی که می‌دهد گوش کنید. ممکن است دلیل قانع‌کننده‌ای داشته باشد.

      ۳: به نظر می‌رسد هر دو شما در یک تیم هستید.
      این شبیه به آن تمرینی است که در بالا عنوان کردیم که تفاوت زمانیکه گفتگوی باز و زمانیکه گفتگوی بسته با هم دارید را به خاطر بیاورید. از احساسی که زمان همکاری با هم دارید و زمانیکه به نظر می‌رسد در دو تیم مخالف هستید، آگاه شوید.
      به احتمال بسیار زیاد شما هر دو در یک تیم هستید و ایده‌ها و نظرات همدیگر را نادیده نمی‌گیرید. این را می‌فهمید که می‌توانید خیلی چیزها از همسرتان یاد بگیرید، حتی اگر طریقی خاص برای برخورد با یک موقعیت داشته باشید و یا حتی اگر انتخابتان با همسرتان کاملاً متفاوت باشد.
      در یک تیم بودن مربوط است به داشتن ارتباط باز و همه اینها به دیدگاه کلی شما نسبت به همسرتان برمی‌گردد. اثبات اینکه حق با شماست یا روش شما بهترین روش است اهمیت کمتری دارد.

      ۴: می‌توانید نشانه‌هایی از پیشرفت مشاهده کنید.
      گفتگوی باز، حس اینکه در یک تیم هستید و شفافیت همه نشانه‌های پیشرفت در رابطه شماست. نکته مهم برای زوج‌هایی که بعد از خیانت می‌خواهند رابطه‌شان را بازسازی کنند این است که ممکن است پیشرفت‌هایی اتفاق بیفتد اما یک نفر (یا هر دو شما) آن را نمی‌بیند.
      خیلی راحت می‌توانید فقط به آنچه که در گذشته اتفاق افتاده فکر کنید و نسبت به تغییرات مثبتی که در رابطه‌تان در حال رخ دادن است کور شوید.
      اگر می‌خواهید ببینید که درست است بعد از خیانت همسرتان دوباره به او اعتماد کنید یا نه، یک راه قابل‌اطمینان این است که مطمئن شوید رابطه‌تان را از دیدگاه زمان حال بررسی می‌کنید نه گذشته. انکار حسی که بعد از خیانت همسرتان به شما دست داده کار درستی نیست اما بااینحال درست هم نیست که در گذشته زندگی کنید.

      عادت کنید که وقتی غرق در گذشته می‌شوید و زمان حال را فراموش می‌کنید، متوجه شوید. در چنین مواقعی یک نفس عمیق بکشید، مکث کنید و به زمان حال برگردید. از خودتان بپرسید که آیا آن کلمات و رفتارها با آنچه اکنون اتفاق می‌افتد سازگاری دارد یا خیر.
      اینکه بیشتر به زمان حال فکر کنید به شما این امکان را می‌دهد که پیشرفت‌ها و تغییرات مثبتی که در رابطه‌تان پیش می‌آید را ببینید و حس کنید.
      خیانت می‌تواند اعتماد هر رابطه‌ای را از بین ببرد. اما این نشانه‌ها را به خاطر بسپرید، اینها فقط چند نمونه بودند. راه‌های زیادی وجود دارد که از طریق آنها همسرتان ممکن است به شما نشان دهد که دوباره می‌توان به او اعتماد کرد.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*